عليرضا عضد الملك

68

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )

بعد به هم مىرساند و نزديكى رودخانه مىپيچيد به سمت مغرب . اين مزارع در دامن آن كوه واقع است . چنان‌كه از جاده نمايان است : قريهء سياه‌بيد ( ملكى حاجى آقا ولد مرحوم آقا محمد صالح ) ، قريهء نوكان ( ملكى نواب عماد الدوله ) ، قريهء چياكبود ( ملكى نواب و الا ) ، قريهء ده‌پهن ( ملكى نواب و الا ) ، قريهء بيجانه ( ملكى محمد رضا خان سرتيپ زنگنه ) ، قريهء طاق بستان ( ملكى نواب و الا ) ، 23 ( ملكى نواب صارم الدوله ) ، قريهء موريان ( ملكى مرحوم آقا محمد صالح ) ، قريهء كاكيه ( ملكى نواب و الا و آقا محمد صالح ) ، قريهء ده‌سوار ( ملكى مرحوم آقا محمد صالح ) ، قريهء عماديه ( ملكى نواب و الا ) ، قريهء كهريز ( ملكى جناب آقا عبد اللّه ) ، قريهء مرادآباد ( ملكى جناب آقا عبد اللّه ) ، قريهء باغ‌لى ( وقفى نجف اشرف ) و قريهء ناظرآباد ( وقفى نجف اشرف ) و آنچه از جاده ديده نمىشود زياده از آن است كه اسامى آنها را بنويسم ، طاق بستان محاذى شهر واقع است و رودخانه در ميان حايل شده . ان شاء اللّه تعالى در مراجعت مىروم مىبينم و تفصيل وضع آن‌جا را در روزنامه اياب عرض مىنمايم . قريهء كنشت كه مصطفى قلى ميرزا در آن‌جا هلاك شد در عقب كوه محاذى طاق بستان واقع است . قراء و مزارع بسيار است ، ولى چون از جاده دور است متعرض نشدم . در اوّل باغات نهرى است كه از قراسو جدا مىشود و اطراف آن نهر آسياهاى متعدد ساخته‌اند و كنار انهار از دو طرف درخت‌هاى بيد نشانده‌اند . در اول شهر ، متصل به ديوار شهر ، در ذيل عمارات حكومتى ، مرحوم شاهزاده محمد على ميرزا 24 نوّر اللّه مضجعه باغى ساخته است . [ براى ] منزل [ كردن ] ما آنجا را مشخص كرده بودند . نواب و الا عماد الدوله و جنابان آقا عبد اللّه و آقا ابراهيم تا خارج شهر كه خارج باغ باشد پياده استقبال نمودند . نواب و الا از دور به هديهء همايونى تعظيم نموده لجام پيش‌آهنگ را بوسيد و بر ديدگان كشيد و چند قدم بند لجام را به دوش گرفت تا به در باغ [ رسيديم ] و اين فدوى پياده شده آداب ادب را مسلوك داشتم . از آن‌جا خشت‌هاى مبارك را از پشت ديوار باغ و ميان شهر به ميدان نظام آورده ، در زير چادرهاى مخصوص فرود آوردند . و خود اين خانه‌زاد در خدمت نواب معظم اليه و جنابان معزى اليهما وارد باغ شديم و در بالاخانهء وسيعى كه به طرف جنوب تالار بود رفته نشستيم . شربت و شيرينى گذاشته بودند و نواب عماد الدوله بعد از اداى مراسم دعاى ذات اقدس همايونى و شكرگزارى از الطاف خديوانهء پادشاه دين‌پرور ، كه جان جهانيانش به قربان باد ، فرمود آنچه از صدمهء هلاكت اين طفل 25 بر من وارد آمده بود الحمد اللّه تعالى از يمن مراحم خسروانه و بركت ورود اين فيض جاودانه - كه آبروى ملّت بيضا و رونق شريعت عزّا است و شوكت دولت خورشيد ضيا - به كلى فراموشم شد . ما را غم ملامت نبود كه مى فروشان * دار الملام ما را دار السلام كردند هر جا كه آتشى بود در سينهء فروزان * از يمن باده آن را برد و سلام كردند 26